اکران فیلم "عصر جمعه" بعد از 10 سال انتظار و شنیدن ان همه تعریف ها و تمجید هایی که منتقدان جشنواره از ان کردند به اندازه ی کافی بهانه ی خوبی برای پرداختن به ان فیلم است .
به گزارش پارس توریسم وبه نقل از چلچراغ ،اما از این بهانه بهتر تصمیم ویژه کارگردان فیلم برای اکران "عصرجمعه" در کانون اصلاح و تربیت بود . یک چهارشنبه را با مونا زندی - هانیه توسلی و مهرداد صدیقیان در کانون اصلاح و تربیت گذراندم و بعد از ان قرار گفتگو با هانیه توسلی به روز یکشنبه برفی تهران رسید . پرونده ای که می خوانید گزارشی از ان نشست است و گفت و گویی با هانیه توسلی به بهانه "عصر جمعه" و "عصرروز دهم" که فیلم دیگر اکران این روزهاست .
{خیلی چیزها هست که به جر سینما - ذهن من را درگیر می کند . من اصولا ادمی منزوی هستم اما درباره ی مسائل انسانی همیشه معتقدم که ما همه به هم مربوط هستیم - رفتار هر کدام از ما روی زندگی هم تاثیر می گذارد.}
هانیه توسلی در بعد از ظهر برفی چلچراغ این حرف ها را درباره حضورش در نمایش فیلم "عصر جمعه" در کانون اصلاح و تربیت می زند . یک هفته قبل از این گفت و گو او را در همان نشست پایانی فیلم دیدم و از همان روز مهم ترین سوالم از هانیه - همان تصویر گفت و گوی خصوصی اش با دختری بود که پدرش را به قتل رساند .
از هانیه سوال های زیادی می شود پرسید . ار روزهایی که در سینما گذرانده - خوشی ها و ناخوشی های حرفه ای اش و ... اما ان تصویر عجیب ردپای تمام سوالات اول و مهم این گفت و گو را پاک می کند و با هانیه از جایی شروع می کنم که سراغ دخترک کانون اصلاح و تربیت رفت .
- اتفاق بامزه ای در روز چهارشنبه افتاد - ان دخترکی که پدرش را کشته بود در جمع درباره این ماجرا حرف زد . اما بعد تو او را کنار می کشیدی و در گوشه ای از سالن با او تنها حرف زدی . چرا ؟
خب اتفاق تکان دهنده ای بود. در ان جمع همه ی بچه ها از اتفاقات و بلایایی که بر سشان امده بود تا به کانون رسیده بودند - حرف زدند . اما این که یک دختر جوان 16 - 17 ساله بگوید که من پدرم را کشتم - یعنی قتل و ان هم پدرش - خیلی تکان دهنده بود - من می خواستم بدانم چه اتفاقی افتاده - این دختر - مادر و خواهرش به کجا رسیده اند - چه دلیلی داشتند که پدرشان را کشته اند . ایا بالفطره قاتل هستند یا ان پدر چه کرده که این جنون به انها رسیده .
- دنبال اصلاعات بودی برای کشف حققیت ؟
دقیقا . البته یک دلیل دیگر هم داشت . من دو سال پیش در کلاس فیلمنامه نویسی شادمهر راستین - طرحی نوشتم از داستان یک قتل خانوادگی - قصه زنی بود که شوهرش را می کشد - بچه هایش می فهمند اما سعی می کنند این ماجرا را از پلیس پنهان کنند . چون مادرشان در زندگی با پدرشان اذیت شده و زجر کشیده و پدرشان ادم خوبی نبوده . برای همین داستان زندگی این دختر برایم عجیب بود . می خواستم بدانم چرا یک مادر جوان - مادرشان سن زیادی نداشت - انگار سی و شش - هفت سالش بود - با دختر های کم سنش این کار را می کنند . اما دخترک می گفت که پدرشان معتاد بوده - مادرشان را کتک می زده و اینها را به جایی رسانده که در یک اقدام جنون امیز این کار را کردند . این خیلی تکان دهنده بود که ذهنم را درگیر کرد .
- این درگیری ها چه بود - قضاوت این رفتار یا راه حل هایی برای کمک به ان دختر ها ؟
هزار و یک سوال برایم پیش امد . ایا این دختر گناهکار است ؟ یک دختر 15 -16 ساله یا ان پدر گناهکار است . نمی خواهم بگویم که قتل کار درستی است . در هر شرایط هم نباید این اتفاق بیافتد - ولی خوب ان پدر تاثیر داشته . بعد می رسیم به اینکه چقدر اعتیاد درد بزرگی است - چقدر بنیان خانواده مهم است - چقدر ازدواج و انتخاب طرف مقابلت مهم است - چقدر باید پایبند به اصول باشی که بچه ات به این روزها نرسد . این دختر قبل از این ماجرا - ریاضی فیزیک می خوانده و معدلش هم خوب بوده و ارزو داشته که به دانشگاه برود . اما پایه غلط زندگی پدر و مادرش او را بدبخت کرد . طبیعی است که دختری که ارزویش دانشگاه رفتن است دوست ندارد زن پیرمردی 80 ساله شود و پدر معتادی که کتکش می زند - برایش تبدیل به یک هیولا می شود . به همه اینها فکر می کنم و به این می رسم که اگر از ان داستان ها - فیلم داستانی و مستند هایی ساخته شود و خانواده ها بفهمند که بچه دار شدن کار پر مسئولیت و سنگینی است و همه چیز به هم ربط دارد - شاید این بچه ها را دیگر نبینیم . الان که متاسفم برای زندگی این بچه ها .
- واقعا فکر می کنی که با فیلم و مستند می شود این تاثیر را روی تمام ادم های این جامعه گذاشت ؟ مثلا اگر همین فیلمنامه ات ساخته شود - می تواند تاثیر بگذارد ؟
فیلمنامه اگر دست نوشته شود و خوب دیده شود - کارش همین است . اصلا قرار هنر این نیست که راه حلی ارائه دهد - باید مسائل و اتفاقات را نشان دهد و همین نمایش روی عده ای تاثیر می گذارد .
- فکر می کنی دیدن "عصر جمعه" در کانون روی اهالی اش تاثیر بگذارد ؟
واقعا نمی دانم . نمی دانم که دیدن "عصر جمعه" - دیدن سوگندی که قربانی بوده و تازه به نسبت تمام مشکلاتش توانسته سالم زندگی کند - تاثیری روی این بچه ها داشته یا نه . این بچه ها به شدت درگیر مسائل خودشان هستند . شاید خود فیلم نتوانست ان تاثیر عمیق را بگذارد اما حرف های مونا زندی در جلسه مطمئنم که این بچه ها را تحت تاثیر قرار می دهد . اما به نظرم ساختن فیلم هایی درباره معضلات جامعه خیلی بهتر از ساختن فیلم هایی سخیف است . به هر حال سینما و هر کار هنری یک رساتی دارد و رسالتش هم فقط سر گرم کردن و خنداندن مردم نیست . رسالت سینما بالا بردن سطح فرهنگ مردم است .
- و این رسالت انگار فقط برای ادم های معمولی این جامعه است ؟
ببین من نمی توانم خودم را جای تمام ادم هایی که "عصر جمعه" را دیده اند - بگذارم . اما من ایمان دارم که فیلم خوب - فیلمی که بازتاب معضلات اجتماعی باشد - مغرضانه نباشد و حقیقت را بیان کند - تاثیر می گذارد . اما از این جنس فیلم ها زیاد داشتیم که تاثیرشان را هم گذاشته اند . حالا این که "عصر جمعه" اکران خوبی ندارد - 5 سال برای اکران منتظر مانده و مشکلات دیگر شاید باعث شود که به ان اندازه ای که باید دیده نشود - اما داستانش روی تمام انهایی که فیلم را دیده اند - تاثیر می گذارد .
- 5 سال پیش هم به همین بازتاب اجتماعی داستان فیلم و تاثیر گذاری اش فکر کردی که بازی در فیلم را قبول کردی ؟
اولین دلیلم - شخص مونا زندی بود . با این که "عصر جمعه" فیلم اولش بود می دانستم که سال ها فیلم کوتاه ساخته و دستیار کارگردانانی مثل رخشان بنی اعتماد و کیانوش عیاری بوده . در برخوردهای اول هم دختری را دیدم که بسیار مسلط و با شهامت است و بعد که فیلمنامه را خواندم و شخصیت بنفشه با این که نقش اصلی نبوده - برایم جذاب شد .
- چرا ؟
بنفشه را دوست داشتم برای اینکه برای کشف واقعیت وارد ماجرا می شود و نماینده نسلی است که بعد از نسل دوم وارد می شود . دختری که در همان خانواده ای که خواهرش فرار کرده - در یک شهرستان برای درس خواندن در تهران می جنگد .
- با گذشت این 5 سال "عصر جمعه" را همچنان با ان نگاه 5 سال پیش می بینی ؟
"عصر جمعه" فلیمنامه خیلی خوبی دارد و خیلی خوب نوشته شده - هنوز بعد از 5 سال فلیمنامه اش جذاب است و کارگردانی مونا زندی هم که همچنان تازه و دوست داشتنی است .
- 5 سال پیش دقیقا کجای این سینما بودی ؟
ببین من از اولین روز های ورودم به سینما در سینما هیچ وقت هیچ دوره ای دوره اوجم نبوده - یعنی در تعریف مرسوم ستاره نبودم یا مثلا حضورم تضمینی برای فروش باشد . همیشه سعی کردم که در فیم های شرافتمندانه بازی کنم . فیلم هایی که حرفی برای گفتن داشته باشند - حالا با دو سه اشتباهی که در کارنامه ام داشته و دارم و خودم هم قبول دارم که اشتباه کردم .
- این مسیر را خودت انتخاب کردی ؟
نه هیچ بازیگری نمی تواند این را انتخاب کند . ببین من سال 80 وقتی "شب های روشن" را بازی کردم یک جنس از فیلم هایی مد بود که اصطلاحا می گفتند فیلم های دختر - پسری . ان موقع ازاین دست از فیلم ها به من هم زیاد پیشنهاد می شد و من قبول نکردم . یعنی سعی کردم وارد این نوع سینما نشوم و حتی به خاطرش یک سال بیکار بودم تا "گاهی به اسمان نگاه کن" به من پیشنهاد شد . ان موقع واقعا حس می کردم انتخاب کنم . اما بعد از ان دیگر نمی توانم بگویم که قدرت انتخاب داشتم - فقط سعی می کردم که پیشنهاد های خیلی بد را رد کنم .
- این عدم قدرت انتخاب از کجا شروع شد ؟ از شناخته شدن و دیده شدن تو یا نه اصلا ربطی به تو نداشت و به اوضاع و روزگار ناخوشایند سینما رسیدی ؟
واقعا فکر نمی کنم که ربطی به اوضاع سینما داشته باشد . شاید در نگاه کلی به اوضاع ناخوشایند سینما هم برسیم اما به نظرم الان بازیگر های کمی هستند که قدرت انتخاب دارند - یعنی هم فیلم های خوب به انها پیشنهاد می شود هم متوسط و هم بد - اما من این طور نیستم .
- واقعا ؟ یعنی هانیه توسلی الان جزو ان دسته از بازیگرانی نیست که بتواند انتخاب کند ؟
نه نیستم . واقعا خیلی اوقات فیلم هایی را دوست دارم که بازی کنم اما به من پیشنهاد نمی دهند . معمولا مجبورم بین همین پیشنهاد هایی که می شود - فیلم های خوبی را انتخاب کنم . این ماجرا اصلا هم عجیب نیست - خیلی از بازیگران با ان درگیر هستند .
- چرا ؟
مگر الان چند فیلم خوب درس سال ساخته می شود . اگر حساب کنیم شاید دو فیلم در سال ماندگار شوند - 10 فیلم خوب باشند و بقیه همین فیلم های سطحی هستند و این همه هم بازیگر در سینمای ایران است . خب شانس بازی در فیلم خوب کم می شود دیگر .
- راه حلی هم برای این مشکل پیدا کردی ؟
من ابزاری ندارم که این مسیر را عوض کنم - باید شانس بیاورم و پیشنهاد خیلی خوب داشته باشم . تنها ابزارم هم این است که فیلم های بد را انتخاب نکنم و بین همین پیشنهاد ها خوب ها را پیدا کنم . البته گاهی هم شانس نیاوردم و کارگردانی که خیلی دوستش داشتم - پیشنهاد کار داده - اما نقش را دوست نداشتم و نرفتم .
- خوب فکر نکردی می توانی به نفع کار خودت رضایت دهی ؟ مثلا همین فیلم اخر حاتمی کیا که گفتی نقش کوتاهی به تو پیشنهاد شد و نرفتی - چرا ؟
من حاتمی کیا را خیلی دوست دارم - اما این درباره خیلی از بازیگران هم هست . مثلا نیکی کریمی که خیلی فیلم های خوبی را بازی کرده - اما حالا چهار - پنچ سال است که خب انتخاب هایی هم متفاوت از انتخاب های قبلی اش داشته . یا مثلا مهناز افشار که وقتی وارد سینما شد در فیلم های تجاری بازی می کرد اما الان فیلم های متفاوتی در کارنامه اش دارد . یا مثلا هدیه تهرانی که سال ها ستاره بود - چند سال است ترجیح می دهد کمتر بازی کند . منظورم این است که اتفاق برای همه می افتد . من هم یک دوره ای بعد از "شب های روشن" سعی کردم در فیلم های خاص و هنری بازی کنم اما خیلی از ان فیلم ها ان چیزی نشدند و یک زمانی هم ادم بیکار می ماند و خب بازی در یک سری فیلم هایی را قبول می کند که فیلم های بدی می شوند .
- بامزه اینجاست که مخاطب هم از همان فیلم هایی که تو دوستشان نداری - به یادت می اورند . در همین نشست بچه ها از فیلم "عاشق" تو حرف می زدند .
اره مخاطب عام سراغ این فیلم ها می رود . دیروز یک خانمی من را در خیابان دید - به من گفت :(من عاشق فیلم "عاشق" هستم) .
- این اذیتت نمی کند - این که فیلمی در کارنامه داری که خودت دوستش نداری و از ان دفاع نمی کنی - اما مخاطب ان را به یاد می اورد ؟
نه - این ویژگی کار بازیگری است . در سینما هر فیلمی مخاطب خاص خودش را دارد و اصلا این فیلم ها مخاطب بیشتری دارد که الان انقدر زیاد ساخته می شوند . اما من به همان اندازه ای که این مخاطب ها را می بینم - مخاطب هایی را هم می بینم که فیلم های خاص را دوست دارند . مثلا یکبار در صف نانوایی یک اقایی به من گفت : (خانم توسلی شما چرا دیگر در فیلم هایی مثل "شب های روشن" بازی نمی کنید و "عاشق" را بازی می کنید ؟) می خواهم بگویم خیلی از مخاطبان عادی این سینما هم طرفدار ان نوع سینما هستند . به هر حال هر دو طرف ماجرا هستند دیگر .
- همیشه ان قدر نسبی فکر می کنی ؟
به نظرم همه چیز به هم ربط دارد و هیچ چیز مطلق نیست . اما برای اینها تصمیم گرفته ام . مثلا اینکه وقتی از من می پرسی کجای این سینما هستی یا بودی - جوابم این است . من اینجا هستم . برای اینجا بودنم تصمیم نگرفتم . بعد از 10 - 11 سال که بازی می کنم - حالا اینجا ایستاده ام . یک سری فیلم های خوب دارم و یک سری فیلم های بد . فیلم هایی مثل "شب های روشن" - "شام اخر" یا "اقا یوسف" را که تازه ساخته شده دوست دارم . یک فیلم هایی هم در کارنامه ام هست که دوستشان ندارم . طبیعتا هر بازیگری دوست دارد که کار خوب کند - اما معولا برای تصمیم گیری باید به داشته هایت نگاه کنی و گاهی امکان انتخاب خوب برای بازیگر نیست .
- حالا از این اینجا بودن راضی هستی ؟
من اصولا هیچ وقت از خودم راضی نیستم . نه تنها درباره بازیگری حتی درباره کارهایی که در 20 سالگی برایش نقشه کشیدم و انجام دادم یا نه هم راضی نیستم .
- کارهایی که انجام ندادی کدام است ؟
ببین خیلی درباره شان حرف زدم و هیچ کاری هم برایشان نکردم - واقعا دیگر نمی خواهم درباره شان حرف بزنم .
- الان خودت را تنبیه می کنی ؟
همیشه بیشتر از ان چیزی که هستم از خودم توقع دارم . من مدتی احساس کردم که باید پیش یک روان پزشک بروم و مدت کوتاهی این ماجرا را تجربه کردم . این سوالی که تو پرسیدی از نظر روانشناسی کاملا جای بحث دارد - این که ادمی از خودش ناراضی است - اگر خودش را اگاهانه تنبیه نکند - همیشه در ناخوداگاهش یک چیزی می گوید : (تو خوب نیستی - خوب نیستی - کوتاهی کردی و ... ) حتی ممکن است در زندگی روزمره هم به ان فکر نکنی - اما انگار یک معلم بداخلاق همیشه هست و تو را تنبیه می کند . من این اتفاق را در خودم دارم - اما همیشه سعی می کنم که اتفاق های خوب را هم ببینم .
- اتفاق های خوب کدام است ؟
اینکه من از 15 سالگی ارزوی بازیگری داشتم - یک دختر نوجوان در همدان که رویای بازیگری دارد . الان به خاطر رسیدن به این اتفاقی که رویای نوجوانی ام بوده - خوشحال هستم . حالا شاید این رسیدن کامل و بی نقص نباشد اما از رسیدن به ان خوشحالم .
- حالا فکر می کنی با این اوضاع و روزگاری که سینما دارد - همچنان باید برای رسیدن به رویای 15 سالگی راضی باشی یا اوضاع بهتر می شود ؟
خوب الان ساختن فیلم هایی مثل "عصر جمعه" سخت است اما من همچنان سعی می کنم که در فیلم های خوب بازی کنم . مثلا امسال در فیلم هایی بازی کردم که به نسبت سینمای امروز - فیلم های خوبی هستند و فقط به خاطر فروش ساخته نشدند . البته باز هیچ چیز مطلق نیست و شاید در شرایطی باشم که مجبور شوم در فیلم هایی از این دست هم بازی کنم .
- احساس نمی کنی برای بازیگری که 10 سال است در سینما بوده - فرصت خطا کمتر است ؟
سعی می کنم تا جایی که می توانم - حواسم به این موضوع باشد . سعی می کنم که خودم را ارتقا بدهم تا جایی که بتوانم برایش بجنگم و جایی که دیگر در اختیارم نیست - راه حلی دیگر پیدا کنم .
- یعنی ممکن است اگر یک روزی فیلمنامه خوبی نداشته باشی 0 دیگر بازی نکنی ؟
بله - امکانش هست . اگر یک روز فقط به من فیلمنامه های بد پیشنهاد شود - بازی نمی کنم . اما نمی توانم بگویم تا چند سال - دوست دارم انقدر قدرت داشته باشم که بتوانم به این فیلمنامه ها "نه" بگویم . ولی من متاسفانه شغلم بازیگری است - شغل دیگری برای زندگی کردن ندارم . تمام تلاشم را می کنم تا در فیلم هایی که بد هستند - به ان اعتقاد ندارم و سطحی هستند - تا جایی که بتوانم کار نکنم .
- ان رویای 15 سالگی را از دست می دهی ؟
ببین ان رویا خیلی عوض شده - من ان موقع ادم ها را به دو دسته - کسانی که عاشق بازیگری هستند و کسانی که عاشق بازیگری نیستند - تقسیم می کردم . اما الان دیگر این طور نیستم . الان دغدغه های دیگری هم دارم و به نظرم رشد و شخصیت از نظر هنری - بستگی به خیلی اتفاق ها دارد . من هیچ وقت نمی توانم تا اخر عمرم خودم را جدا از سینما و تئاتر ببینم . حتی اگر نتوانم بازی کنم - می توانم مخاطب و تماشاگر خوب این هنر باشم . ان رویا تحقق پیدا کرده - اما دید من با ان زمان خیلی فرق کرده .
- سختی های سینما باعث نشده که به این رویا شک کنی ؟
چرا - گاهی اوقات با خودم فکر می کنم کاش ژنتیک خوانده بودم . من در دبیرستان علوم تجربی خوانده بودم و در کنارش همان تماشاگر خوب سینما می ماندم . بعضی وقت ها دلم می خواهد بیشتر از مغزم کار بکشم - کارهای علمی . چند سال پیش حالم خیلی بد بود - چون فضای هنری به نظرم یک مقدار لیز است و دلم می خواست بروم یک مساله انتگرال حل کنم - همه چیز را محاسبه کنم یا ژنتیک بخوانم . به نظرم ژنتیک خیلی عجیب است .
- پس دلت برای یک ادمی دیگر بودن هم تنگ می شود ؟
بله همیشه این حسرت ها با ادم هست . ولی در مجموع از چیزی که الان هستم راضی هستم . یک جورهایی هم راضی هستم و راضی نیستم . می توانستم بهتر باشم اما حالا هم از رسیدن به رویا هایم خوشحالم .
- ان فیلمنامه که گفتی ساخته می شود ؟
نمی دانم - من خیلی از این طرح ها دارم . یک مجموعه طرح پلیسی بود که من تعدادی از ان را نوشتم - اما هیچ وقت به فیلمنامه تبدیل نشد . هر چند وقت یکبار اقای راستین به من زنگ می زنند و سراغ می گیرند اما هنوز نوشته نشده .
- حالا ممکن است بنویسی و ما یک روزی هانیه توسلی فیلمنامه نویس داشته باشیم ؟
امیدوارم .
منبع : هفته نامه چلچراغ
عصرروز دهم...
ما را در سایت عصرروز دهم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 17:53